الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

409

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

1046 - حسن خداداد شاطر بچّه‌اى كه نكته بر باد گرفت * صد ملك دل از حسن خداداد گرفت بالا روى از دور دل من آموخت * وز چشم ترم قطره زدن ياد گرفت ( سيّد محمّد جامه‌باف ) 1047 - توصيف دلبر مرا چه حدّ سخن پيش آن جمال و قد است ؟ * كه صد هزار صفت گر كنم ، يكى ز صد است بد است خوى تو اى جان ! كه بد همى گويند * رُخَت كه هست نكو ، گفت : هيچ كس كه بد است ؟ ( درويش دهكى ) 1048 - جانبازى گفته‌اى : درويش جان ده ! در طريق عاشقى * كار دشوارى بفرما ! اين ، خود آسانِ من است ( درويش دهكى ) 1049 - شيرين و فرهاد از غم صورت شيرين ، به قيامت فرهاد * صد قيامت كند آن دم كه رود كوه به باد ( درويش دهكى ) 1050 - غيرت پروانه مىكند پروانه ترك جان و مىسوزد روان * تا نبيند شمع خود را مجلس‌آراى كسان ( درويش دهكى ) 1051 - جان‌فشانى اگر ز من طلبى جان ، چنان بيفشانم * كه آب در دهن حاضران بگردانم ( درويش دهكى )